هم گويي با بيژن الهي ------------------------------------------------------------------------
پيش مي آيد
چيزي كه انگار گفته شده در پسيني دور
دست و پا پيدا كند و راه بيافتد كه گشتي بزند
و انگار وگفته شدن
انگاركه آسوده شده باشند
پاهاشان را درازكنند وكش بيآيند و برسينه بكوبند
و پسين دست پاچه كليد چراغ را بزند
و روشني بتابد بر گفته شدن
و گفته روشن شود و راه بيافتد
و انگار بماند و آسودن
و پسين گم شود .
--------------------------------------شعر " تعطيلات جاوداني استاد " بيژن الهي
|